بوی توطئه می آید...
شب هایی است که سفیر بریتانیای صغیر شب ها را با لبخندی پر معنا، با ابروهایی کشیده و چهره ای پر از خالی و سری پر از نفرت علیه انسانیت، شب ها سرش را روی بالش می سراند...


سفارت بریتانیا در تهران در دوره قاجار 1920 م. (عکس از ویکی پدیا)
دیگر از ساختمان القانیان خبری نیست...(لینک)
و خیالش اینک راحت شده است، دستگاه های امنیتی ایرانی از دید محوطه سفارت کور شده اند...
و passed ...(لینک)
دور تا دور سفارت را هم که دوربین زده اند...
همه تبادل های دیتا را با الگوریتم های 1024 بیتی کد می کنند و کتابخانه های پردازش تصویر MI6 و GCHQ امنیت پایگاه برون مرزی دولت بریتانیای صغیر را به خوبی تامین می کنند تا اگر پای ناشناسی دو بار اطراف ساختمان سفارت باز شد، واکنش مناسب صورت گیرد... (لینک)




و بیگناه انسان هایی هم که در آتش سوخته اند به جهنم، مهم امنیت کانون توطئه هست، انتخابات دیگری در پیش است...

دوباره باید چشم ها را شست...

دست های کثیفی در پس پرده از دست رفتن عزیزانمان است...
نگذاریم خونشان پایمال شود. و دشمنانشان به خواسته هایشان برسند...
بدرود خفتگان پلاسکو...
بدرود قهرمانان شهید...