خیلی وقت پیش آن را شنیده بودم...
دنبالش می گشتم، اتفاقی پیدایش کردم...


دیشب کسی برای تو سجاده وا نکرد

بغضی ترک ندید و گلویی صدا نکرد

انگار ما بدون حضور تو راحتیم

وقتی کسی برای ظهور تو دعا نکرد

***

از شنبه درون خود تلنبار شدیم

تا آخر پنجشنبه تکرار شدیم

خیر سرمان منتظر دیداریم

جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم

***

هر روز به ما اگر که سر هم بزنی

بر ریشه ی خواب ما تبر هم بزنی

آقا تو که خوب میشناسی ما را

زنگ در خانه را اگر هم بزنی...

***

نه شرم و حیا ، نه عار داریم از تو

اما گله بیشمار داریم از تو

ما منتظر تو نیستیم آقا جان

تنها همه «انتظار» داریم از تو...!

***

هم چاه سر راه تو باید بکنیم

هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم

این نامه چندم است که میخوانی؟

داریم رکورد کوفه را میشکنیم

***

یک عمر تو زخمهای ما را بستی

هر روز کشیدی بر سر ما دستی

جمعه که غروب میشود آقا جان

ما تازه به یادمان می آید هستی !

***

قطعه گم شده ای از پر پرواز کم است

یازده بار شمردیم و یکی باز کم است

این همه آب که جاریست نه اقیاوس است

عرق شرم زمین است که سرباز کم است

***

یاران وفادار به ظاهر داری

گریه کن حرفه ای و ماهر داری

دلخوش به دعای عهد این قوم نباش

تو قصه کوفه را به خاطر داری؟!

***

این جمعه نیا ! امیرمان می آید

آن جمعه نیا ! وزیرمان می آید

داریم حساب میکنیم آقا جان

با آمدنت چه گیرمان می آید !

***

هر چند که خسته ایم از این حال نیا

شرمنده اگر ندارد اشکال نیا

ما خط تمام نامه هامان کوفی است

آقای گلم زبانمان لال نیا

***

هر چند که بیمار تو هستیم همه

دیوانه ی دیدار تو هستیم همه

بین خودمان بماند آقا عمری است

انگار طلب کار تو هستیم همه