پولیتیکا

... در نقد اندیشه‌ها

تحلیل کوتاه فیلم سینمایی به وقت شام

به وقت شام حکایت یک هواپیماست


صدا، دوربین، حرکت ...

به وقت شام حکایت تلاش های تیم دو نفره پدر و پسر ایرانی برای نجات مردم تدمر از چنگال داعش است. در این فیلم حرف چندانی از مدافعان حرم به میان نمی آید، گروه های مقاومت دیده نمی شوند و خبری از رشادت ها، شجاعت ها و دلاور مردی ها نیست. همه فیلم یک هواپیماست، ایلیوشین IL76 ....

پوستر فیلم به وقت شام/طراحی: خانه طراحان انقلاب اسلامی

هواپیمای گرفتار

ایلیوشین IL76، هواپیمای ترابری سنگین ساخت شوروی سابق است. در این فیلم یک فروند از این هواپیما، بعد از کشته شدن خلبان آن، برای مدت زیادی در شیلدر فرودگاهی تدمر نگهدار می شود.

هیچ کش حاضر نیست، خظر نفوذ به تدمر و پرواز با یک هواپیمای ترابری سنگین، آن هم در شب را از فراز شهری که در محاصره نیروهای تروریستی است را بپذیرد. اما در این میان کاپیتان یونس، خلبان ایرانی که فرماندهی پایگاه هوایی دمشق را بر عهده دارد، خود مسئولیت این کار می پذیرد. گرچه به قول کاپیتان علی او Expire شده است و از نظر طب هوایی صلاحیت خلبانی ندارد، اما برای او، همه این حرف ها، چند سطری نوشته ی رو کاغذ است...

در این بین فرزند کاپیتان یونس، کاپیتان علی، همراه او راهی تدمر می شود. گرچه پدر مخالفت می کند، اما کار ساز نیست. او پای پرواز بود که به ایران برگردد، اما نمی تواند کاری را نیمه تمام بگذارد. باید اطمینان حاصل کند، در حمایت از ملت بیگناه یک شهر موفق بوده است.

کاپیتان یونس و فزندش کاپیتان علی، نماد دو نسل از انقلاب هستند. کاپیتان یونس، سالیا متعدد از عمر خود را در ماموریت های برون مرزی گذرانده است؛ بوسنی هرزه گوین، عراق، لبنان و اکنون سوریه. او نماد نسل اولی های انقلاب است. دقیقا همان حاج عباس آژانس شیشیه ای. اما کاپیتان یونس، نسل دیگری از انقلاب است. او از نسل مدافعان حرم است. آن هایی که انقلاب را به چشم ندیده اند و جنگ هشت ساله تحمیلی را درک نکرده اند. اما مشق انقلاب را خوب آموخته اند. او نماد یک انسان طراز ایرانی است. آن گاه که باید، از همه دلبستگی ها و شیرینی های زندگی دل می کند، و راهی جنگ  می شود. می ترسد، وحشت بر او چیره می شود، خم می شود اما نمی شکند. او نماد جوان ایرانی است، یک جوان مسلمان ایرانی...

نسل جوان انقلابی فیلم حاتمی کیا، به خوبی هویت و ماهیت خود را به عنوان یک ایرانی و یک مسلمان درک کرده است و در زمان منسای در مکان مناسب حضور دارد. این اتفاق، مهمترین ویژگی مشترک همه مدافعان حرم است...

در پایان تاریخ

در اوج نا امیدی جمع کثیری از ملت باقی مانده تدمر که هنوز تن به اسارت و بردگی تروریست ها را نداده اند، دو خلبان ایرانی از راه می رسند. همان وقتی که کارد به استخوان رسیده و تاریخ یک ملت به انتها و پایان خود نزدیک می شود، چراغی در تاریکی افروخته می شود.

همه را سوار هواپیما می کنند. از ملت ستم دیده عادی گرفته تا زندانیان عادی ضد حکومت بشار اسد و اسیران داعشی. همه مسافر یک هواپیما هستند.

در این فیلم زندانیان سیاسی ضد حکومت بشار اسد، با دست ها و پا های بسته به سمت هواپیما حرکت می کنند، که فرمانده نیروهای مدافع مستقر در تدمر با این وضع برخورد با این اسیران اعتراض می کند و به رغم تهدیدات و مخالفت های زندانبان آن ها، دست ها و پا های همه اسیران را باز می کند تا مثل دیگران به دست باز و میل خودشان سوار هواپیما شوند.

در سکانسی از فیلم، اسیران داعشی، اندکی پس از بلند شدن هواپیما از باند، بلند می شوند و در پی قبله می گردند. و در دل آسمان قصد نماز صبح می کنند. آن ها به سختی خود را از چنگال محافضان بیرون می کشند و به نماز می ایستند. عده ای از مردم عادی و مخالفان حکومت اسد هم به صف جماعت آن ها اضافه می شوند. با این استدلال که اولا، وقت نماز است. دوما، آن ها مسلمان اند و ما هم نیز و سوما، نماز را باید به جماعت خواند. حالا این که چه کسی با چه پیشینه و طرز تفکری امام جماعت باشد اهمیت ندارد...!

خوارج در دین داری و جهاد و صد البته انحراف اسوه بودند! بیشترشان از حافظان و قاریان شناخته شده قرآن بودند که وقتی قرآن را بر سرنیزه ها دیدند، شمشیر بر گردن امیرالمومنین علی (ع) گذاشتند و مال اشتر را از چند قدمی معاویه برگرداندند و سپس ابوموسی اشعری را برای قضاوت با عمر و عاص راهی کردند.

خوارج ضعف های بسیاری داشتند و یکی از آن ها، امام شناسی بود. همین اشکال سبب شد به کلی از دین خارج شوند، برداشت های خود را بر دین خدا مقدم بشمرند، جنگ نهروان را بر امام علی (ع) تحمیل کنند و سپس او را در محراب به شهادت برسانند. خوارج عصر ما گروهک های تروریستی _ تکفیری نظیر داعش و النصره هستند. تاریخ اسلام پر است از کسانی که تا آخرین نفس و قطره خونخود جنگیدند، اما در مسیر غلط و سمت غلط ایستاده بودند.

در جای دیگری از فیلم، کاپیتان یونس در حال بحث کردن با رئیس طایفه ای است که همه دارایی هایی خود را وقف ابوبکر البغدادی کرده است. گرچه او در صف حامیان البغدادی ایستاده است، اما به خاطر ترس و مقام دنیا او را همراهی کرده است...

در این گفتگو ی دو نفره رئیس طایفه با کاپیتان یونس می گوید، که امروز تدمر را پس می گیریم و چند روز دیگر نماز را در تهران اقامه می کنیم. در پاسخ این حرف کاپیتان علی می گوید، تهران خیلی دور است، در عوض اسرائیل همین نزدیکی است، بهتر است به سراغ همین اسرائیل بروید!

عدم وجود درک دشمن شناسی و برداشت های غلط از قرآن، باعث شده است تا تکفیری ها به ملتی خشن و احمق تبدیل شده باشند. و متاسفانه فرصت طلبی رسانه ای غربی، آن ها را نماد اسلام معرفی کرده است. یعنی ملتی متعصب که دائم آیه های قرآن را زمزمه می کنند و درجواب هر حرف و سوالی آیه ای از قرآن را می خوانند...

نکته مهمی که در این بخش از فیلم به چشم می خورد، تفاوت حرکت های آزادیبخش شیعی و جریانات تروریستی تکفیری_ وهابی است. دو مدل از نظام اسلامی در این فیلم ارائه شده است. نظام اسلامی محور مقاومت و نظام اسلامی تکفیر _ تروریسم. نظام اسلامی اول، مبتنی بر آرمان های انسانی و زیبایی چون آزادی و عشق است. درحالی که نظام اسلامی دوم مبتنی بر اجرای کورکورانه برداشت های شخصی عده ای از دین. در طول تاریخ همواره نهضت های شیعی،به هر جا که می رسیدند دست به  آبادانی های گسترده می زدند. مثل جریان امل و پس از مدتی حزب الله در لبنان. و هرگاه جریانات تکفیری _ وهابی افسار حکومت را در جایی به دست می گرفتند ویرانی، عقب ماندگی، خفقان و نابودی آرمان ها را رقم می زدند. مثل طالبان در افغانستان و یا وهابی ها در چچن.

ابتکار داعش

در سکانسی از فیلم، زمانی که داعش همه اسرای خود را به معبدی باستانی در تدمر می برد تا ضمن سر بریدن، ازآن ها فیلم تهیه کند، به همه اسرا که با یک اتوبوس مدرسه حمل می شوند، مورفین تزریق می کنند. تا از حرکات هیجانی آن ها در حین فیلم برداری جلوگیری کنند. یکی از کلیدی ترین استراتژی های داعش برای پیروزی هایش ترویج و تبلیغ ترس و خفقان در فضای مجازی است. که باعث شد این گروهک کوچک به سرعت به قدرتمندترین جریان تروریستی حاضر در سوریه و عراق تبدیل شود.

سایبر تروریسم

شاید به جرات بتوان گفت هیچ سازمان یا جریان تروریستی به اندازه داعش داعش، برای ایجاد رعب و وحشت، تبلیغات و سرباز گیری و مبادله اطلاعات با عوامل خود از طریق اینترنت، به این اندازه موفق نبوده است. در این بین یک سوال شکل می گیرد: این افراد به ظاهر بدوی و خشن، چگونه با دنیای رسانه و ارتباطات پبچیده و فناوری های روز فضای سایبر مرتبط هستند و پیام ها و مطالب خود را چگونه به اعضای گروه ارسال می کنند؟ در پاسخ می توان گفت داعش از دو ابزار پر قدرت استفاده می کند:

1.    خرید امکانات لازم ماهواره ای برای بهره گیری تبلیغاتی که نیازمند تجهیزات و هزینه های بسیار بالاست، همراه با به خدمت گرفتن گروهی از اتباع کشورهای اروپایی که در این زمینه مهرات دارند، ولی تجهیزات ندارند.

2.     بهره مندی از سیستم های ارتباطی و پیام رسان خاص.

ماهیت و ویژگی های فضای مجازی باعث شده، گروهک داعش استفاده از این فضا را در حوزه های مختلف، از جمله های حوزه های زیر در ستور کار قرار دهد:

1.     جابجایی های مالی (گردش مالی داعش).

2.     جذب و هدایت جنگجویان در سراسر جهان.

3.     انتشار اخبار.

4.     تبادل اطلاعات (برقرای ارتباط در فضای مجازی).

5.     عملیات روانی (از طریق ایجاد رعب  و وحشت، بزرگنمایی در قدرت و انتشار اخبار جعلی و کاذب).

داعش دارای وزارت رسانه و اطلاع رسانی است که محمد العدنانی وزیر آن بود. او با حکم البغدادی به این سمت منصوب شد. و در قالب این وزارتخانه هفت بازوی رسانه ای ایجاد کرد که با استفاده از آن ها خشونت و کشتار را در جهان ترویج می کند، این بازو ها عبارتند از: شبکه های تلویزیونی «اجناد، الفرقان، الاعتصام، الحیات، مکاتب الولایات»، «رادیو البیان» و «پایگاه اینترنتی دابق».

هر یک از این کانال های هفت گانه، ماموریت مشخص دارند؛ اما مهمترین هدف آن ها، بازاریابی برای اندیشه ای داعش در سراسر دنیاست. آن ها می خواهند از این طریق نیروی انسانی بیشتری جذب کنند و در این زمینه جوانان تندرو در اولویت هستند. ضمن اینکه تاکید بر دولت خلافت اسلامی و تبلیغ حمله به اروپا و آمریکا در آینده با شعار تسلط کامل بر جهان از اهداف دیگر بازوهای رسانه ای داعش است. همچنین بودجه داعش برای تامین هزینه شبکه های تلویزیونی، رادیویی و پایگاه های اینترنتی و نشریاتی که با بیش از 12 زبان فعالیت می کنند، سه میلیارد دلار است.

راهبرد داعش در رسانه های اجتماعی موجب تعجب همگان شده است، زیرا دیگر گروه های تروریستی نیز از Face book، انجمن های مستقل و Twitter استفاده  می کنند اما هیچ کدام به موفقیت های داعش دست پیدا نکردند. داعش از شبکه های اجتماعی توییتر (که بیشتر مخاطبان آن آمریکایی و انگلیسی هستند و سرعت انتشار اخبار در آن بالاست.)، تلگرام (قابلیت کانال در این شبکه اجتماعی سبب شد، که بتوان یک پیغام را به تعداد نامحدودی از کابران ارسال کرد. و پس از مسدود شدن صفحات این گروهک در توییتر، از این امکان برای تبلیغات گسترده در فضای مجازی استفاده کرد. از آن زمان به بعد تبلیغات داعش عمدتا ابتدا در تلگرام ظاهر می شد و سپس برای کاربران نرم افزار های مخالف ارسال می شد.)، سیگنال، شبکه دیاسپورا، فرندیکا و ... استفاده  می کند.

داعش هم چنین در اواخر سال 2014 از یک بازی رایانه ای به نام «صلیل الصوارم» رونمایی کرد که در آن نیروهای داعش به دو دسته نیروهای تک تیرانداز و مسئولین انفجار تقسیم می شدند.

داعش هم چنین در سال 2016 از یک برنامه آموزش زبان عربی برای کودکان به نام «هاروف»، پرده برداشت که با استفاده از مثال ها و تصاویر ادوات جنگی، عربی را آموزش می دهد. هم چنین داعش یک بازی رایانه ای به سبک بازی های معروف GTA نیز طراحی کرده است که هدف بازیگر، نابود کردن نیروهای عراقی و آمریکایی است. و در آن تمام راهکنش های جنایت کارانه داعش علیه مخالفان استفاده شده است. 

حاتمی کیا در به وقت شام، به خوبی خوی جنایتکارانه داعش و نیروهای رسانه ای آن ها را به تصویر کشیده است. بسیاری از منتقدان، بعد از دیدار حاتمی کیا و سردار سلیمانی که در این دیدار او از فیلم حاتمی کیا تقدیر کرد، سردار سلیمانی را فاقد درک کارگردانی و سینمایی دانستند و فیلم حاتمی کیا را یک شکست بزرگ رسانه ای تلقی کردند، اما واقعیت این است که داعش یک نیروی تروریستی خرده پاست که با استفاده از راهبردهای رسانه ای مناسب خود را به یک غول تبدیل کرده است و سردار سلیمانی این واقعیت را به خوبی درک می کند. و از جنجال های رسانه ای داعش خبر دارد. و البته حاتمی کیا به زیبایی غربی_ عربی را به تصویر کشیده است.

سکانس آخر

در اواخر فیلم داعش تصمیم می گیرد به جای سربریدن اسیران خود، آن ها را زنده در درون قفس هایی در هواپیما حبس کند و هواپیما را به حرم حضرت زینب (ع) بکوبد. از خود گذشتگی کاپیتان علی در نجات اسیران از چنگال داعش و انفجار هواپیما که به شهادت خودش نیز منجر می شود، حرم را بار دیگر نجات می دهد. و دست داعش و دیگر تروریست های تکفیری که با آموزش های غربی و ثروت عربی، در منطقه رشد کرده اند را بار دیگر از مقدسات اسلامی کوتاه می کند.


منبع تصاویر:

1. خبرگزاری مشرق

2. خبرگزاری مرور

3.مجله فمنوم

۲۵ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۱ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی غریبی

سایه جنگ و مهم‌ترین دیدارها و مذاکرات تلفنی تاریخی سران کشورها برای صلح

دولت روحانی بعد از 5 سال فریاد رفع سایه جنگ از فراز مملکت، با روی کار آمدن دونالد ترامپ، دیگر خودشان هم روی بیان این دست حرف ها را ندارند. در این واپسین لحظات سخت جمع کردن آبروی رفته، مجله اعتماد آنلاین با انتشار اینفوگرافیکی، تلاش کرده تا این موضوع را خیلی بیشتر از قبل رسمیت ببخشد!! (شاید هم می خواسته به روحانی یادآوری کند تازه سایه جنگ پیداش شده!!)

خیلی دلم می خواهد بدانم در سال 2013 روحانی به اوباما چه گفته که سایه جنگ را از سر مملکت کم کرده و یا مثلا صلح به ارمغان آورده؟!! نتیجه صلح ملموس است دوست عزیز گرافیست... دست کم بعد از صلح خبری از تحریم نیست ...

حمایت کورکورانه از مهره های سیاسی، یک از ویژگی منحصر به فرد التقاطی های اول انقلاب است...

روحانی و تیمش اشتباه کردند. هر چند برای خیلی ها سخت است اما با ریشخندهایی مثل این کار گرافیکی نمی توان آب رفته را به جوی برگرداند. اگر تب میهن پرستی تان بالا گرفته، منطقی تر به دست آوردهای دولت روحانی فکر کنید.

لینک


۱۸ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۱۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی غریبی

گربه‌ی افسانه ای

روزگاری اسم آن لرزه بر اندام هر خلبانی می انداخت...

تامکت ها مسیر پر فراز و نشیبی را از ابتدای تولیدشان تا اکنون سپری کرده اند. اما همواره در صدر پر فروش ترین و برترین جنگنده های عصر خود بوده اند..

برای آشنایی بیشتر با این پرنده های خشن کتاب Iranian F-14 Tomcat Units in Combat اثر تام کوپر که دستمایه مستند زیبای «نبردهای تامکت» از پرس تی وی بود، را باید خواند...
(برای دانلود این کتاب کلیک کنید.)

مدتی قبل خبرگزاری فارس طی گزارش هایی جداگانه تاریخچه مختصری از این پرنده در کشورمان را بررسی کرده بود.

(برای دانلود سری کامل این گزارش ها در قالب PDF کلیک کنید.)

تامکت ها از نیروی دریایی ارتش ایالات متحده بازنشست شدند... اما هنوز با قدرت در نیروی هوایی ارتش ایران در حال خدمت رسانی اند...

 ​​Don Ricci هنرمند آمریکایی است که کارش نقاشی روی روی هواپیماهاست. او بر روی آخرین تامکت های نیروی دریایی ارتش ایالات متحده تصاویری کشیده که بیانگر جسارت این شکارچی افسانه ای است... (برای مشاهده کلیک کنید.)

هم چنین برای خلبانان این هواپیما لوگو (Patch) زیادی طراحی شده بود که مهمترین آن ها را در اینجا ببینید.


۱۵ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۵۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی غریبی

آیا آمادگی اش را دارید؟

گاردین: آیا آمادگی اش را دارید؟ این تمام اطلاعاتی است که فیسبوک و گوگل از شما دارند

📌 گوگل تمام محل هایی که بودید را می داند
📌 گوگل تمام جستجوها و چیزهایی که پاک کرده اید را می داند
📌 گوگل پروفایلی برای قراردادن تبلیغ بر اساس سلیقه اتان دارد
📌 گوگل تمام اپلیکیشن هایی که استفاده می کنید را می دادند
📌 گوگل تمام سوابق شما در یوتیوب را دارد
📌 اطلاعاتی که گوگل از شما دارد، معادل میلیون ها فایل ورد است
📌 فیسبوک هم حجم عظیمی از اطلاعات درباره شما دارد
📌 فیسبوک تمام فعالیت های شما از استیکرهایی که استفاده می کنید تا محلی که از آن متصل می شوید را ضبط می کند
📌 امکان دسترسی به وبکم و میکروفون شما را دارند
📌 گوگل می داند در چه مراسمی و کِی شرکت کرده اید
📌 و گوگل اطلاعاتی را که پاک کرده اید، دارد
📌 گوگل عادات فعالیت های شما را می داند
📌 آرشیو عکس های شما را دارد
📌 گوگل تمام ایمیل هایی را که فرستاده اید، دارد
📌 .... و خیلی چیزهای دیگر

📡 برگزیده رسانه های بین الملل توسط سید حامد نعمت اللهی  را در کانال "رصد بین الملل" پیگیری کنید
t.me/IntMonitoring

۳۱ فروردين ۹۷ ، ۱۴:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی غریبی

ارکات و دنیای مجازی

تاریخ انتشار : ٩:٥٦ ١١/٣/١٣٨٧

رضا امیرخانی
سرلوحه چهل و هشتم
ارکات و دنیای مجازی
در موزه‌ی علوم و فنونِ شیکاگو، طبقه‌ی دوم غرفه‌ای ساخته‌اند به نامِ دنیای مجازی. Virtual world. اتاقی است که با موکت فرش شده. پرده‌ای ساخته‌اند روبه‌روی ورودی و دو نفری می‌روید روی دو علامت می‌ایستید. هی می‌گردید دنبالِ دنیای مجازی و کامپیوتر و مانیتور و چیزی نمی‌یابید! بعد خیلی سریع خطوطِ خارجیِ بدنِ شما اسکن می‌شود و روی پرده می‌افتد. شما به پرده نگاه می‌کنید. سایه‌ای با وضوحِ بسیار بالا. دستت را تکان می‌دهی، شبحِ روی پرده نیز دستش را همان‌گونه تکان می‌دهد. راه می‌روی، شبح نیز راه می‌رود. بعدتر صدای سوتی می‌شنوی و روی پرده توپی سبک رها می‌شود و به سمتِ یکی از شما می‌آید. دستت را تکان می‌دهی و توپ را لمس می‌کنی. توپ می‌رود به سمتِ زمین حریف. حریف توپ را برمی‌گرداند. روی پرده، زمینِ خط‌کشی‌شده وجود دارد و تور و توپ. و در اتاق هیچ چیزی نیست جز موکتِ کف...
جوان‌تر بودیم و ساعتِ پایانیِ موزه، آن‌هم روزِ وسطِ هفته که بلیت‌ها نصف می‌شد. هیچ‌کسی منتظرِ ورود به اتاق نبود. نیم‌ساعتی مدام بازی می‌کردیم. عرق کرده بودیم. حتا حسام (حریفِ من) وقتی که خواست شیرجه برود روی موکت، زانوی شلوارش از بین رفت. مشکل این بود که موقعِ آب‌شار زدن، دستِ آدم درد می‌گرفت. یعنی توپ روی پرده همان شتاب را می‌گرفت، حتا صدا نیز با شدتِ ضربه تنظیم می‌شد، اما از آن‌جایی که دست به هوا ضربه زده بود و “هیچ چیز” را فرستاده بود توی زمینِ حریف، درد می‌گرفت ناجور... تا شب کت و کول‌مان گرفته بود. ما جسماً والیبال بازی کرده بودیم، اما بدونِ توپ... یعنی همه‌ی خسته‌گیِ والیبالیست‌ها را عینا داشتیم، اما بدونِ توپ... کلیاتِ ابوالبقا می‌گویم انگار... دنیای مجازی یعنی همین. و بی‌راه نیست که -دور از چشمِ منطقیون- گفته‌اند: در دوره‌ی انفجارِ اطلاعات، دنیای مجازی حقیقی‌تر است از دنیای حقیقی...

***

نقلِ ارکات (orkut) نیز از همین جنس است. دنیای ارکات یک دنیای مجازی است، اما بسیار حقیقی‌تر از دنیای حقیقی. یعنی رفقایی که در دنیای حقیقی امکانِ نزدیک بودن را ندارند، به راحتی می‌توانند کنارِ هم جمع شوند. بسیار حقیقی...
و ارکات یک پدیده‌ی انسانی است. تکنوکرات‌ها از این طرفِ طیف و هایدگری‌ها از آن طرف خیال نکنند که ینگه‌دنیایی‌ها با استفاده از تکنولوژی توانسته‌اند میلیون‌ها آدم را سرِ کار بگذارند. ارکات با فهمِ یک پدیده‌ی انسانی گسترش پیدا کرده است. آن نیز این نکته است که آدم‌ها دوستانی دارند که این دوستان را بدونِ هیچ ملاکِ انضمامی انتخاب می‌کنند و این شبکه البته قابلِ گسترش است...
تمامیِ گروه‌های انسانی با پیوندی شکل می‌گیرند به نامِ دوستی. این دوستی -و در حقیقت رازِ انبوهه‌های متحدِ انسانی- را از عمیق‌ترین متونِ مذهبی می‌توانید بگیرید تا متونِ کاملا غیرمذهبی.
از (ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله) قرآنی بگیر تا (انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم) زیارتِ عاشورا. این هر دو می‌توانند رازی باشند برای ساختِ انبوهه‌ای متحد.
سال‌ها پیش در کتابِ لوییس بونوئل (آته‌ایست دوست‌داشتنی) خوانده بودم یکی از همین انبوهه‌ها را. وقتی او برای جلوگیری از انفجارِ جمعیت روشی پیش‌نهاد کرده بود که به جنمِ خودش می‌خورد. گفته بود بدهیم دانش‌مندان ویروسِ مرگ‌باری بسازند و لیستی تهیه کنیم از دوستان و آن‌ها را خبر بدهیم که دم‌پرِ ویروس نچرخند و آن‌ها نیز به نوبه‌ی خودشان دوستان‌شان را. سرعتِ رشدِ ویروس و سرعتِ رشدِ جامعه‌ی دوستان و دوستانِ دوستان و... هر دو بسیار بالاست. اما بالاخره این دو در جایی به هم می‌رسند و در آن‌هنگام جهانی خواهیم داشت، با جمعیتی کم‌تر و آدم‌هایی که به هر حال هم‌دیگر را دوست دارند و نقطه‌ی اشتراکی! بونوئل آرزو کرده بود که خودش این لیست را تهیه کند، اما به نیکی می‌دانست که هر کسِ دیگری نیز اگر این لیست را تهیه کند، تفاوتِ چندانی نخواهد داشت! (نقلِ به مضمون از کتابِ با آخرین نفس‌هایم، خاطراتِ لوییس بونوئل، ترجمه‌ی علی امینی نجفی)
حتا همین قلمِ شکسته نیز روزگاری که لوح را راه انداخت، در مصاحبه با ایسنا به این رسیده بود که فضای مجازی می‌تواند به‌ترین محیط باشد تا دوستان بی‌هیچ قید و بندی گردِ هم جمع شوند. و البته اگر آن‌زمان ایده‌ی اجراییِ ارکات به ذهنش رسیده بود، هم‌الان در سیلیکون ولی نشسته بود به عوضِ حوزه‌ی هنری!
وقتی ایده‌ای این‌قدر انسانی باشد و این قدر عمیق که هم در زیارتِ عاشورا بتوان پیدایش کرد هم در کتابِ بونوئل پس رشدِ انسانیِ آن نیز طبیعی می‌شود.
خیلی‌ها پیش‌تر روش‌هایی را برای ساختِ انبوهه‌ها روی فضای مجازی آزمودند و به موفقیتِ ارکات نرسیدند‍؛ آدم‌هایی که با ایده‌های کانون‌های فارغ‌التحصیلی مدارس و دانش‌گاه‌ها (Alumni)ها و اشتراکاتِ ایدئولوژیک سعی داشتند، انبوهه‌های جمعیتی بسازند و البته به اندازه‌ی ارکات موفق نبودند. چرا که رشدِ فرکتالی ایده‌ی ارکات را درک نکرده بودند. ارکات بزرگ‌ترین فرکتالِ عالم را کشف کرد. فرکتالی انسانی که ثابت می‌کند عالم، عالمِ رفاقت است. حتا در قرنِ بیست و یکم! (در ایران فقط تشکل‌های مرتبط با سمپاد به دلیلِ یک‌سانیِ محیطِ آموزش و عدمِ تجمعِ حقیقی‌شان -و در نتیجه عطش‌شان به تجمعِ مجازی- موفق بودند.)
فارغ‌التحصیلانِ یک دانش‌گاه، شاغلانِ یک کارخانه، ساکنانِ در یک محلِ جغرافیایی و حتا پیروانِ یک مذهب، نمی‌توانند به راحتی تشکیلِ یک انبوهه بدهند. یا اشتراکات‌شان بیش‌تر نیست از عنوانِ تشکل‌شان یا تعدادشان آن‌قدر زیاد است که فردیت‌شان گم می‌شود. ارکات توانست جمع‌های کوچکِ دوستانه را توسعه دهد.
مشابهِ فرکتالِ ارکات، پدیده‌ی سرعتِ نشرِ یک‌ کتاب است. در ایران فروشِ کتاب و صنعتِ نشر دقیقاً وابسته به هم‌چه فرکتالی است. یعنی مثلا دیگر کسی به خاطرِ نقدِ اصحابِ واتو واتو در مطبوعات -که هر کدام به دیگری لینک می‌دهند- کتاب نمی‌خرد. اما به واسطه‌ی تعریفِ دوستِ نزدیک کاملا محتمل است که سر کیسه را شل کند. این فرکتالِ فروشِ کتاب نیز دقیقاً رشدی دارد مانندِ رشدِ ارکات.
این نوشته به جوابِ چهار-پنج نفر از هم‌لوحان نگاشته شد که این قلم را به چیزی گرفته بودند و پرسیده بودند از ارکات! و راستی هم‌لوح همان هم‌درس و هم‌شاگردی و هم‌کلاسیِ خودمان است... و البته گوشه‌ی چشمی هم داشتم به چهل-پنجاه نفر از رفقا که دعوت‌مان کرده بودند تا در دنیای مجازی رفیق‌شان باشیم و البته من در ارکات عضو نیستم.
نه فقط به این دلیل که چنین پدیده‌ای خوراکی است مطبوع برای همه‌ی سازمان‌های اطلاعاتیِ دنیا. بل به دلیلی ساده‌تر...
این که پدیده‌ی ارکات می‌تواند خوراکی باشد برای سازمان‌های اطلاعاتی، متفاوت است با این نظریه که ارکات، فرزندِ خلفِ پنتاگون است، یا فرزندخوانده‌ی موساد. همان‌قدر که سیا می‌تواند از ارکات استفاده کند، وزارتِ اطلاعاتِ ما نیز می‌تواند از ارکات بهره ببرد. با این تفاوت که البته از انصار تا مشارکت همه در ارکاتِ ایرانی عضو شده‌اند و در ایالاتِ متحده البته اگر کسی سرش به تنش بیارزد فرصتِ وقت‌گذرانی در ارکات را ندارد.
من به دلیلی ساده‌تر عضوِ ارکات نیستم. اتلافِ وقت در ارکات چیزی است شبیه به اختلافِ وقت در چت یا در بعضی وبلاگ‌ها... و البته سردم‌دارانی که افتخار می‌کنند به چت‌بازیِ فرزندان به طریقِ اولی می‌توانند فخر بفروشند به عضویتِ ارکات آقازاده‌ها و...


۳۱ فروردين ۹۷ ، ۱۳:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی غریبی

با غرور و افتخار ساخت ایالات متحده

این روزها حال و هوای تولید ملی خراب است. غرور و غیرت ایرانی روی فوتبال و امثالهم بیشتر از کالای ساخت دست کارگر کشور خودش است...
تکه کلام این روزها شده: ایرانیه، به درد نمی خوره ... انگار آن بابای ژاپنی و آمریکایی از روز اول شروع کارشون بهترین و با کیفیت ترین کالاها رو می ساختن ...

چقدر الکی، بعضی مغرورند...

آن سوی دنیا که نصف ما این سوی دنیایی ها تمدن و غرور تاریخی هم ندارند، اینگونه به ملیت خودشان افتخار می کنند...




عکس از کانال: فرنگ نوشت

۲۵ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۲۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی غریبی

وضعیت تقریبی استقرار نیروها و ادوات جنگی در شرق مدیترانه و نزدیک سواحل

وضعیت تقریبی استقرار نیروها و ادوات جنگی در شرق مدیترانه و نزدیک سواحل


۲۴ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۴۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی غریبی

ما و اونا!


۲۴ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی غریبی

تحلیل سریال Person of Interest

مدت ها از انتشار آخرین فصل این فیلم می گذرد و متاسفانه به خاطر مشغله های شخصی فرصت کامل کردن تحلیل این سریال از دست خارج بود.

این تحلیل در دو بخش تدوین شده که سابقا در باشگاه استراتژیست های جوان منتشر شده بود.


عکس زیر فهرست نام قسمت های همه فصل های این سریال است:



دانلود بخش اول


دانلود بخش دوم


۲۹ اسفند ۹۶ ، ۰۷:۵۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی غریبی

سریال‌های استراتژیک

ماجرای نقد و بررسی استراتژیک فیلم و سریال از اواخر دهه ۸۰ شمسی و با برگزاری جلسات متعدد دکتر عباسی در فرهنگسرای ارسباران اوج گرفت. ایشان در جریان برگزاری این دوره تحلیل فیلم، سریال‌های متفاوت و مناسبی را از زوایای گوناگونی مورد بررسی قرار دادند.

از آنجایی که مدتی است درگیر نقد سریال شده ایم، برای دوستانی که قصد دارند در این زمینه اطلاعات مناسبی کسب کنند، بررسی این دوره پیشنهاد می‌شود. البته دیدن همه این سریال‌ها لازم نیست و صرف دیدن تحلیل‌ها به عزیزان کمک می کند تا به شیوه تحلیل احاطه لازم را پیدا کنند. سپس برای کار در این زمینه کسب اطلاعات لازمه، اصل مهم و کلیدی است که همت خود شخص را می طلبد...


لینک دوره سریال‌های استراتژیک


برای راحتی کار اندیشه‌جویان عزیز ترتیب جلسات را در زیر آورده ایم:


۱. نام مستعار (Alias)

۲. 24

۳. فرار از زندان (Prison Break)

۴. یگان (The unit)

۵. جریکو (Jericho)

۶. قهرمانان (Heroes)

۷. کایل‌ایکس‌وای (KayleXY)

۸. 4400

۹. خانه‌داران عاجز (Housewives)

۱۰. فرشتگان در آمریکا (Angels in America)

۱۱. ماوراء الطبیعه (Supernatural)

۱۲. نقطه مطلوب (Point Pleasant)

۱۳. پیشگویی (The prophecy)

۱۴. ویکتوریا (Victoria)

۱۵. گمشدگان (Lost)

۱۰ شهریور ۹۶ ، ۱۴:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
مهدی غریبی